آمريکاي زمان ترامپ آمريکاي پرحاشيه و پرسروصدايي خواهد بود و اين شايد فرصتي براي ايران است که سياست هاي خود را در صحنه هاي منطقه اي و جهاني يش ببرد. ترامپ وارث بن بست هاي مختلفي در سياست خارجي آمريکاست و البته او فردي بي تجربه در سياست خارجي است و با انتخابش شکاف هايي را در آمريکا ايجاد کرده است و ميلياردر نيويورکي با مسائل مختلفي بايد دست و پنجه نرم کند
آمريكايي ها سرخورده از تغييري كه باراک اوباما 8 سال قبل به آن وعده داده بود، همه پيش بيني هاي انتخاباتي را كنار زدند و به دونالد ترامپ، نامزد جنجالي و تژادپرست جمهوري خواه، راي دادند؛ كسي كه فقط 33 درصد آمريكايي ها به او اعتماد دارند، ولي مردم آمريکا با راي لجوجانه به او، اعتراض خود را به روند هاي جاري در ايلات متحده نشان دادند.
سرانجام پس از ماه ها تبليغات و جنجال هاي رسانه اي، انتخابات رياست جمهوري آمريکا روز سه شنبه (8 نوامبر) برگزار شد و دونالد ترامپ با 274 راي الکترال در مقابل 218 راي هيلاري کلينتون رقيب دموکرات خود را شکست داد و به عنوان چهل و پنجمين رئيس جمهور آمريکا راهي کاخ سفيد شد. هرچند ترامپ بيشترين آراي مردمي را به خود اختصاص داده است، اما وي تا ماه دسامبر که نمايندگان الکترال کالج با آراء خود رئيس جمهور را انتخاب خواهند کرد، بايد منتظر بماند. با توجه به راي اکثريت مردم، ترامپ بدون ترديد پيروز نهايي خواهد بود.
حالا ترامپ در حالي از چند هفته ديگر وارد كاخ سفيد خواهد شد كه از مجموع 21 نظرسنجي همزمان كه تا شب قبل از انتخابات در سراسر آمريكا انجام شد، فقط دو نظرسنجي پيروز شدن او را پيش بيني مي كردند. همه 19 نظر سنجي ديگر تا شب هشتم نوامبر، مي گفتند كه هيلاري كلينتون با فاصله يک تا 6 درصد پيروز انتخابات است. اکنون پيروزي ميلياردر نيويورکي که چندان از حمايت حزبش نيز برخوردار نبود، شوک بزرگي ايجاد کرده است، حال آن که محافل سياسي، نظامي و رسانه اي آمريکا نيز حامي او نبودند، حتي تا جايي که نزديک بود وي از رقابت هاي درون حزبي کنار گذاشته شود. روزنامه «واشنگتن پست»، چند ماه پيش در گزارشي مبني بر اختلاف جمهوري خواهان بر سر ترامپ، نوشت که اعضاي ارشد اين حزب به دنبال اين هستند تا ترامپ را از گردونه رقابت هاي درون حزبي کنار بگذارند.

بروز شکاف عميق در جامعه آمريکا
صندوق هاي آراء نتيجه اي را به ثبت رساند که بسيار مهم تر و خطرناک تر از کسي است که براي چهار سال وارد کاخ سفيد مي شود، اين خطر همان شکاف بزرگ در نظام سياسي، اجتماعي و اقتصادي آمريکا است زيرا اين انتخابات شکاف و تفاوت بزرگي را در آمريکا به نمايش گذاشت. در اين ميان همزمان با انتخابات رياست جمهوري، انتخابات کنگره آمريکا هم برگزار شد و نتايج آن هم به نفع جمهوري خواهان بود. جمهوري خواهان توانستند اکثريت 51 راي را در سنا و اکثريت 218 راي مجلس نمايندگان آمريکا را به دست آوردند. اين دومين پيروزي پياپي براي جمهوري خواهان در کنگره محسوب مي شود. با اين وجود ترامپ براي پيشبرد برنامه ها و تصويب لوايح دولت خود با کنگره به مشکل نخواهد خورد. باراک اوباما رئيس جمهور آمريکا در سال هاي اخير با توجه به اين که کنگره در دست جمهوري خواهان بود، براي تصويب لوايح خود با مشکلاتي روبرو شد. با همه اين ها اما وضعيت هنوز دچار چالش هاي مهمي است. سخنراني هاي تند ترامپ و کلينتون عليه يکديگر و متهم کردن طرف مقابل به فساد اخلاقي و مالي بسياري از حقايق را در جامعه آمريکا برملا کرد.
انتخابات اين دوره آمريکا از لحاظ حجم تخريب هاي به کار رفته توسط دو نامزد مطرح عليه يکديگر بي سابقه بود و افشاگري هاي انجام شده صريح تر و واضح تر از مواردي بود که در طول تمام اين سال ها توسط مخالفان و دشمنان آمريکا مطرح مي شود. حتي بر اساس نظرسنجي هايي که رسانه هاي آمريکايي از مردم به عمل آورده بودند، بيش از 70 درصد مردم آمريکا دو نامزد را بدترين گزينه براي رياست جمهوري اعلام کرده بودند و برخي کارشناسان از اين دوره به عنوان غيرقابل اعتماد ترين و زشت ترين انتخابات در تاريخ رياست جمهوري آمريکا نام برده بودند. افشاي فساد اخلاقي و ورود به حريم خصوصي در مقابل صدها ميليون بيننده تلويزيوني چهره زشت اين دور از رقابت ها را نشان داد.

به چالش کشيدن نظم حاکم بر آمريکا و شعارهايي عليه سيستم حاکم فعلي بر اين کشور، جزو اصلي ترين محورهاي فعاليت ترامپ در طول روزهاي تبليغات انتخاباتي بود. به باور برخي کارشناسان، اقبال مردم آمريکا به ترامپ به خاطر اين بود که ترامپ مقابل حاکميت امريکا ايستاد و مردم از اين مورد استقبال کردند و به او رأي دادند. زيرا مردم امريکا به يک بيداري رسيده اند و فضاي اجتماعي جديدي در جامعه را به وجود آورده اند. ترامپ با اين جمله که به محض ورود به کاخ سفيد «سيفون فساد در واشينگتن را خواهد کشيد» گفته بود که سياستمداران به دليل سازوکارهاي تقلب مي توانند بدون مواجه شدن با پيامدهاي اقداماتشان، قانون شکني کنند.
جداي از اينکه انتخابات رياست جمهوري آمريکا يک مسئله داخلي براي مردم اين کشور است، اما اين انتخابات باتوجه به اتخاذ سياست خارجي واشينگتن در قبال منطقه خاورميانه و ايران اهميت خاصي دارد. ترامپ در دوران رقابت هاي انتخاباتي به گونه اي سخن گفته و مواضعي را در خصوص مسائل جهاني اتخاذ کرده که موجب هراس بسياري از شخصيت هاي بين المللي شد و اکنون بايد اين پرسش را مطرح کرد که آيا اظهارات ترامپ در خصوص مسائل بين المللي، مختص همان دوره رقابت ها بوده يا آن که اين مواضع در دوران رياست جمهوري وي نيز ادامه خواهد داشت؟
موضع ترامپ درباره برجام
دونالد ترامپ که با مواضع تند و جنجالي شناخته مي شود، يکي از مخالفان اصلي توافق هسته اي ايران و 1+5 است به همين دليل با روي کار آمدن ترامپ بسياري چشم انداز روشني را براي آينده برجام متصور نيستند. ترامپ بارها گفته است که اولويت نخست کاري اش پس از پيروزي در انتخابات، لغو توافق هسته اي ايران و پاره کردن برجام خواهد بود. وي مدعي است که اين توافق يک فاجعه براي آمريکا و رژيم صهيونيستي است و بايد نظارت بيشتري روي اجراي آن باشد. ترامپ حتي در ماه جولاي در جمع هوادارانش مدعي شد که توافق هسته اي با ايران مردم آمريکا را تحقير کرده است. وي همواره مذاكره كنندگان آمريكايي را به ساده لوح بودن و فريب خوردن از مذاكره كنندگان ايراني متهم کرده بود. ترامپ چند ماه پيش پرداخت 400 ميليون دلار به ايرن از سوي دولت آمريکا را به باد انتقاد گرفت و مدعي شد که اوباما به ايران باج داده است.
در رسانه هاي غربي اما همواره اين مسئله مطرح بوده است که برجام توافقي چندجانبه است و فقط يک کشور نمي تواند آن را به هم بزند. به هم زدن توافق با ايران از طرف آمريکا، به هم زدن توافق با روسيه، چين، فرانسه، انگلستان و آلمان و تقابل با اتحاديه اروپا نيز هست. از اين رو، ضربه زدن مستقيم به برجام توسط ترامپ نه تنها زمينه لغو آن را فراهم نمي کند، بلکه بستر ايجاد اختلافات جديد بين اروپا و امريکا را فراهم مي سازد. فدريکا موگريني، مسئول سياست خارجي اتحاديه اروپا هفته گذشته درباره لغو احتمالي برجام از سوي ترامپ گفت که اين توافق يکجانبه نيست، بلکه توافقي بين المللي است و وي مسئول اجراي آن است.
بلافاصله پس از اعلام نتايج انتخابات آمريکا، خبرگزاري انگليسي «رويترز» در تحليلي پيروزي ترامپ را عليه بقا برجام و توافق اتمي واشنگتن با ايران دانست. به نوشته «رويترز»، پيروزي ترامپ ترديد هايي را درباره اين که آيا آمريکا از توافق اتمي با ايران که تابستان گذشته آن را امضا کرد و اينکه اين کشور با فاصله گرفتن از متحدانش ايران را به طور بالقوه در ادامه اميالش رها خواهد کرد، ايجاد کرده است.
ريچارد نفيو، از مقام هاي سابق دولت اوباما و حاضر در مذاکرات اتمي که از وي به عنوان معمار تحريم هاي ايران ياد مي شود در اين زمينه گفت: «با توافق اتمي ايران خداحافظي کنيد. احتمال کمي وجود دارد که برجام باقي بماند، زيرا شايد ترامپ تصميمي عمدي براي پاره کردن توافق بگيرد يا اين که آمريکا گامي بردارد که ايران را ترغيب به عقب گرد از برجام نمايد.» زاخاري گلدمن، از مقام هاي سابق وزارت خزانه داري آمريکا اما معتقد است: «اگر ما از برجام خارج شويم، اين امر بدترين وضع ممکن خواهد بود، زيرا از يک سو ايران از تعهدهاي خود دست برداشته و از سويي ديگر ما نيز براي سقوط توافق سرزنش خواهيم شد.»
به باور برخي ناظران، ترامپ يک معامله گر اقتصادي است. سياست براي او در منافع اقتصادي تعريف مي شود. کسي که به دنبال منافع اقتصادي است، هيچ گاه به جنگ و بحران هاي سياسي که مي تواند بازار را ملتهب کند، علاقه ندارد مگر آن که جنگ در راستاي منافع اقتصادي تعريف شود.
با توجه به اينکه ترامپ سابقه سياست خارجي در کارنامه خود ندارد، به نظر مي رسد در ماه هاي اوليه تصميم درباره ايران را به کنگره بسپارد تا در اين زمينه تصميم گيري کنند. از انجا که کنگره در دست جمهوري خواهان است و آنها مخالف توافق با ايران هستند، احتمال افزايش فشارها به ايران وجود دارد و اگر برجام لغو نشود شاهد نظارت و سخت گيري بيشتر از جانب کنگره آمريکا خواهيم بود.
موضع ترامپ درباره بحران سوريه
هرچند دولت آمريکا در ايجاد بحران سوريه نقش مهمي داشت و با حمايت از تکفيري ها آتش جنگ در اين کشور را شعله ور کرد، اما برخلاف دموکرات ها، دونالد ترامپ نظر متفاوتي در قبال بحران سوريه دارد. ترامپ بارها درباره تحولات سوريه اظهارات جالبي را مطرح کرده بود. او اخيرا در اظهارات خود تأکيد کرده بود که سوريه بدون «بشار اسد» سقوط خواهد کرد. برخلاف کلينتون، ترامپ رويکرد مداخله گرايانه در سوريه ندارد و بارها اعلام کرده که نبايد امريکا نيروهاي خود را به سوريه اعزام کند.
همچنين ترامپ از مداخله نظامي روسيه بر ضد داعش در سوريه استقبال و تاکيد کرد که از اين بابت صد درصد از ولاديمر پوتين، رئيس جمهور روسيه حمايت مي کند. ترامپ در سخناني گفته است که در صورت پيروزي، رابطه با روسيه را بهبود خواهد بخشيد و پيش بيني کرده است روابط خوبي با پوتين داشته باشد. ترامپ حتي پا را از اين فراتر گذاشته و با انتقاد از سياست هاي خاورميانه اي اوباما تاکيد کرده است که آمريکا ديگر نمي تواند خود را ژاندارم جهان بداند. ترامپ معتقد است که ارتش روسيه، نيروهاي ايراني و نيروهاي بشار اسد، اکنون با داعش در حال جنگ هستند و از بين رفتن داعش براي آمريکا و متحدان آمريکا اولويت اول است.
طبق آنچه ترامپ اعلام کرده است وي به دنبال نابودي داعش در سوريه و عراق است و بنابراين همکاري با روسيه را از سر خواهد گرفت، زيرا ادامه حيات داعش و تقويت تکفيري ها در منطقه به ضرر منافع امريکا است. بر اين اساس ترامپ معتقد است، راه حل بحران سوريه صرفا سياسي است و تنها با همکاري و تعامل با روسيه مي توان به اين راه حل دست يافت و در اين راستا، آمريکايي ها بايد از راهبرد براندازي و تغيير حکومت ها و نظام ها با استفاده از زور و قدرت چشم پوشي کنند. بنابراين با توجه به مواضع ترامپ در قبال بحران سوريه، وي خود را در معرض نگاه ها نسبت به تصميم دولت جديد آمريکا در موضوع سوريه قرار داده است. آيا ترامپ مي تواند تغيير محسوسي در روند بحران سوريه ايجاد کند؟ قبل از او کساني که در سياست خارجي تجربه زيادي داشتند از اين کار ناتوان بودند و اکنون بايد ديد ميلياردر تازه کار که ادعاي دوستي با روسيه دارد با سياست مسکو در سوريه همراه خواهد شد يا خير؟

سياست در قبال شيخ نشين هاي خليج فارس
دونالد ترامپ روابط گسترده واشينگتن با آل سعود را به باد انتقاد گرفته است. ترامپ در کمپين هاي انتخاباتي خود گفته است که عربستان سعودي بايد بابت حمايت هاي بي شائبه واشينگتن از آل سعود، به آمريکا پول بدهد. ترامپ حتي عربستان سعودي را به دست داشتن در حملات 11 سپتامبر 2001، متهم کرده بود و گفته بود که اسناد رسوا کننده اي وجود دارد که نشان مي دهد سعودي ها در پشت پرده اين حملات قرار داشتند. همه اين اظهارات اگر عملي شود مي توان ادعا کرد که روابط آمريکا با اعراب در دوره ترامپ دچار تنش هاي بيشتري خواهد بود.
بديهي است دولتمردان عربي ترجيح مي دادند هيلاري کلينتون را در کاخ سفيد ببيند، چرا که در دوره اي که مديريت دستگاه سياست خارجي آمريکا در دست او بود، مواضع عربستان سعودي و متحدانش به آمريکا بسيار نزديک بود، تا حدي که حتي ابتکار عمل به دست سعودي ها افتاده بود و آمريکايي ها از آن پيروي مي کردند. سعودي ها و ترامپ نسبت به برجام نگران و بدبين هستند و همين اشتراک منافع مي تواند آنها را به هم نزديک کند. ترامپ گفته است که حاضر است از اعراب مقابل ايران حمايت کند، اما آنها بايد هزينه آن را بپردازند.
عربستان و ديگر شيخ نشين هاي خليج فارس در تاجر مسلکي، کم از دونالد ترامپ ندارند و هميشه از ابزار توان مالي براي پيشبرد اهداف خود بهره برده اند. بنابراين ترامپ نيز به عنوان يک بيزنسمن اهل معامله است و در ازاي پرداخت دلارهاي نفتي از سوي اعراب مي تواند از مواضع قبلي خود عدول کند. از طرفي، در سال هاي اخير اتحاد و همکاري بين اعراب و رژيم صهيونيستي براي مقابله با نفوذ ايران در منطقه افزايش يافته است و اعراب با استفاده از لابي صهيونيستي مي توانند ترامپ را با خود همراه کنند. پس انتظار مي رود روابط استراتژيک واشينگتن با شيخ نشين هاي خليج فارس به همان شکل سابق اما با کمي هزينه بيشتر براي اعراب ادامه داشته باشد.
راه پر پيچ و خم مسئله فلسطين
پس از بيداري اسلامي در منطقه، مسئله فلسطين که مهم ترين مساله جهان عرب بود از اولويت افتاد و عدم توجه به اين مسئله سبب شد تا رژيم صهيونيستي در مقابل سکوت اعراب، جنگ 51 روزه اي را عليه مردم بي دفاع غزه به راه اندازد و هزاران نفر را شهيد و زخمي کند. برخي ناظران بر اين باورند که ترامپ به دليل نداشتن تجربه کافي، خاورميانه را از عينک رژيم صهيونيستي خواهد ديد. به نظر مي رسد آزادي عمل رژيم صهيونيستي براي پيشبرد طرح هاي يکجانبه خود در اراضي اشغالي بيش از گذشته خواهد بود و اين رژيم محدوديت هاي دولت اوباما را نخواهد داشت. با توجه به اکثريت جمهوري خواهان در کنگره که در مشت لابي صهيونيستي «آيپک» قرار دارند، مي توان گفت ترامپ نيز به عنوان فردي تلقي مي شود که در مشت راستگرايان صهيونيستي است و احتمال اين که به مجري تام سياست هاي رژيم صهيونيستي تبديل شود زياد است. احتمال اين که به قدرت رسيدن دونالد ترامپ زمينه را براي تغيير نقشه خاورميانه فراهم کند و راستگرايان صهيونيستي همانند دوران جورج بوش ابتکار عمل سياست منطقه اي امريکا را در دست بگيرند و ابرهاي سياه بار ديگر بر منطقه حاکم شود، وجود دارد. همچنانکه يک روز پس از پيروزي ترامپ، رژيم صهيونيستي اعلام کرد که قصد دارد 7000 واحد مسکوني در کرانه باختري احداث کند. جيسون گرين بلت، يکي از مشاوران ارشد ترامپ مدعي شد که شايد ترامپ سفارت واشنگتن را از اراضي اشغالي به بيت المقدس انتقال ندهد، اما رئيس جمهور جديد آمريکا گمان نمي کند شهرک سازي هاي رژيم صهيونيستيي در کرانه باختري و ديگر مناطق اراضي اشغالي مانع رسيدن به صلح با فلسطينيان شود.

به نظر مي رسد، دوران رياست جمهوري دونالد ترامپ، دوران مرگ يا حداقل انجماد هر اقدامي براي احياي روند آشتي ميان فلسطينيان و رژيم صهيونيستي خواهد بود و از دولت او انتظار نمي رود گامي در اين راستا بردارد. از سوي ديگر، نگاه ديگري هم به رويکرد خاورميانه اي واشينگتن وجود دارد و آن اين است که آمريکا ديگر نفع چنداني براي خود در حضور در خاورميانه نمي بيند و توجهش معطوف بخش هاي ديگري از جهان، به ويژه شرق دور است. از اين ديدگاه بايد براي خاورميانه اي حاضر شد که آمريکا ديگر اعتناي چنداني به مداخله در تنش هاي آن نخواهد کرد و سياست مهار چين به عنوان رقيب اصلي آمريکا در دستور کار قرار خواهد گرفت. البته يک ديگاه قوي وجود دارد که ترامپ علاقه اي به دردسرهاي شرق دور ندارد و رئيس جديد کاخ سفيد اساسا حرفي براي گفتن در اين زمينه ندارد.
کلام آخر
با روي کار آمدن ترامپ به نظر مي رسد، سياست چندجانبه گرايي اوباما به يکجانبه گرايي ترامپ تبديل خواهد شد. يک کنگره در کنترل جمهوري خواهان، راه اين انتقال پاراديمي را هموارتر خواهد کرد. بحران هاي گسترده جهاني در سوريه، عراق، اوکراين، شبه جزيره کره، بروز تنش هاي فزاينده بين روسيه و غرب و رقابت جهاني با چين، اجازه نمي دهد تا جمهوري خواهان بحران جديد در جهان ايجاد کنند، زيرا بحران جديد مي تواند وضعيت را بدتر از قبل کرده و منافع واشنگتن را به خطر بيندازد. باتوجه به نداشتن سابقه سياسي ترامپ، نمي توان اظهارنظر دقيقي درباره سياست خارجي واشنگتن در خاورميانه داشت و بايد منتظر ماند و ديد که چه کساني در راس وزارت خانه هاي کليدي خارجه و دفاع آمريکا قرار مي گيرند.
آمريکاي زمان ترامپ آمريکاي پرحاشيه و پرسروصدايي خواهد بود و اين شايد فرصتي براي ايران است که سياست هاي خود را در صحنه هاي منطقه اي و جهاني يش ببرد. در عين حال وقتي فردي که از مناسبات جهاني فقط با بخش تجاري آن آشناست، سکّان کاخ سفيد را به دست گرفته است، خطرات غيرمنتظره اي هم مي تواند بروز کند.
به رغم ادعاي ترامپ درباره پاره کردن توافق هسته اي نخبگان داخلي آمريکا و متحدان اروپايي اين اجازه را نخواهند داد تا نقض اساسي برجام از سوي امريکا اتفاق بيفتد، زيرا که اين مسئله مي تواند وجهه آمريکا در بين کشورهاي اروپايي و جهان را از بين ببرد. تاريخ نشان داده است که جمهوري خواهان اهل معامله هستند و به نظر مي رسد با ديپلماسي فعال از سوي وزارت خارجه کشورمان در صحنه هاي مختلف جهاني، مي توان دولت ترامپ را به اين حقيقت واقف کرد که ايران به عنوان محور ثبات در غرب آسيا است و بايد سياست هاي واشنگتن در قبال ايران تغيير کند. در مجموع ترامپ وارث بن بست هاي مختلفي در سياست خارجي آمريکاست و البته او فردي بي تجربه در سياست خارجي است و با انتخابش شکاف هايي را در آمريکا ايجاد کرده است و ميلياردر نيويورکي با مسائل مختلفي بايد دست و پنجه نرم کند./
نفوذ فرهنگي؛ حرکت از حاشي...
ما را در سایت نفوذ فرهنگي؛ حرکت از حاشي دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 84 تاريخ: پنجشنبه 11 آذر 1395 ساعت: 0:55