روز يکشنبه هفته گذشته ساعت پنج بعدازظهر در حين حفاري در محدوده حرم حضرت عبدالعظيم حسني(ع)، جسدي کشف شد. با توجه به نزديکي محل حفاري به محل دفن رضاخان، بلافاصله عکسهايي از اين جسد در فضاي مجازي با عنوان جسد رضاخان انتشار يافت.
پايگاه بصيرت / گروه سياسي/ يدالله جواني
روز يکشنبه هفته گذشته ساعت پنج بعدازظهر در حين حفاري در محدوده حرم حضرت عبدالعظيم حسني(ع)، جسدي کشف شد. با توجه به نزديکي محل حفاري به محل دفن رضاخان، بلافاصله عکسهايي از اين جسد در فضاي مجازي با عنوان جسد رضاخان انتشار يافت. جريان سلطنتطلب که هر از چندگاهي در فضاي سياسي کشور فعال ميشود، اين فرصت را مغتنم شمرده، با پشتيباني رسانهاي بيگانه و استفاده از فضاي مجازي، تحريک افکار عمومي و جلب نظر جوانان به رضاخان به عنوان خادم ملت و کشور را در دستور کار قرار داد.
سالياني است که غربيها در راستاي انقلابزدايي از ايران و بدبين کردن جوانان نسبت به انقلاب اسلامي و جمهوري اسلامي ايران، با سياهنمايي از وضعيت کشور و برجستهسازي مشکلات، به تطهير رژيم گذشته روي آورده، رضاخان را پرچمدار توسعه و پيشرفت ايران معرفي ميکنند. در داخل کشور هم کساني به طرق گوناگون، رضاشاه را فردي خدمتگزار به کشور و مردم معرفي کرده، او را عامل پيشرفت ايران معرفي ميکنند. نتيجه اين نوع تبليغات در سالهاي اخير، موجب شده است تا بخشي از مردم و به ويژه جوانان از واقعيات مسائل تاريخي، به دور مانده و قضاوتهاي نادرست داشته باشند.
برخي از شعارها در اغتشاشات و ناآراميهاي دي ماه 96 و همچنين بخشي از مطالب انتشار یافته در شبکههاي اجتماعي به دنبال اعلام خبر کشف جسدي که کالبد موميايي شده رضاخان خوانده شد، نشان ميدهد که صاحبنظران منصف و حقيقتگرا، بايد بيشتر به بازخواني واقعيتهاي تاريخي براي مردم همت گماشته، از گرفتار شدن عدهاي به قضاوتهاي ناصحيحي تاريخي جلوگيري کنند.
جداي از اين که جسد کشف شده متعلق به چه کسي است؛ با توجه به فضاسازيهاي سياسيـ تبليغي به ويژه در شبکههاي اجتماعي و فضاي مجازي، پاسخ به اين پرسش مهم است که طبق منطق قرآن و آموزههاي ديني، رضاخان مستحق لعن و نفرين است، يا به زعم عدهاي بايد از او تعريف و تمجيد کرد و به روح او درود فرستاد؟
براي رسيدن به يک قضاوت درست تاريخي، بايد چگونگي دستيابي رضاخان به قدرت سياسي را بررسي کرد. رضاخان چگونه به قدرت رسيد؟ مردم ايران در به قدرت رسيدن او چه نقشي داشتند؟ در پشت صحنه کودتاي رضاخان در سوم اسفند 1299 که منجر به سقوط رژيم قاجار و بنيان منحوس رژيم پهلوي شد، کدام قدرت خارجي و با کدامين اهداف قرار داشت؟
کساني که از خدمات رضاشاه ميگويند و او را ستايش ميکنند، به طور کلي نقش انگليس در کودتاي رضاخاني را نفي کرده، رضاشاه را عامل به ثبات رساندن کشور و برقرار کردن امنيت در آن دوران ناامني و بيثباتي معرفي ميکنند. صادق زيباکلام که نقش مؤثري در تطهير رژيم پهلوي از جنايتها و خيانتهاي بيشمار دارد، در مناظره با خسرو معتضد در دانشگاه هنر اصفهان، ضمن اجتنابناپذير دانستن کودتاي رضاخاني در آن وضعيت هرجومرجگونه، با صراحت ميگويد: «معتقدم که در کودتاي سوم اسفند 1299، روح دولت انگلستان خبر نداشت که چنين کودتايي اتفاق ميافتد!»
البته نکته جالب توجه آنکه، آقاي زيباکلام در اين مناظره با تأکيد بر اينکه نبايد به سخن مورخ استناد کرد، ميگويد: «مورخ به طور ناخودآگاه دروغ ميگويد.» آيا زيباکلام خود مصداق اين گزارهاي که ميگويد، نيست؟ آيا او با يک دروغ تاريخي به دنبال تحريف تاريخ معاصر و تطهير رژيم پهلوي نيست؟براي قضاوت در اين زمينه، بايد به اسناد تاريخي و عقل تحليلگر رجوع کرد. آيا از نظر عقلي ميتوان پذيرفت که رضاخان بدون پشتوانه مردمي و بدون حمايت يک قدرت خارجي در آن شرايط ايران، از طريق کودتا به قدرت برسد؟
درباره چگونگي دستيابي رضاخان به قدرت، سه ديدگاه وجود دارد:
1ـ انگليس نقشي در کودتا نداشت
تعداد بسيار کمي از پژوهشگران جديد، مانند «محمدعلي کاتوزيان»، «پيترآوري» و «صادق زيباکلام» ميگويند، انگليس هيچ نقشي در کودتاي رضاخاني نداشت. اين افراد به دلايل يا انگيزههاي خاص معتقدند، رضاخان نظامي ماهري بود که توانست با تکيه بر اراده نظامي خود، قدرت را به دست گرفته و از تجزيه ايران جلوگيري کند.
2ـ انگليس نقش غيرمستقيم در کودتا داشت
عدهاي هم مانند «نيکي کدي» و «جان فوران» معتقدند، انگليس در طراحي کودتا نقشي نداشت، ولي به صورت غير مستقيم و از طريق واداشتن احمدشاه به اخراج افسران بريگاد قزاق، به رضاخان در کودتا کمک کرد.
3ـ انگليس عامل اصلي کودتا بود
بسياري از مورخان و پژوهشگران قديم و جديد، با استناد به اسناد تاريخي و به ويژه اسناد در دسترس قرار گرفته در انگليس، معتقدند انگليس به دليل شکست در اجراي قرارداد 1919، درصدد بود با طراحي و اجراي کودتا در ايران از طريق يک نيروي سرسپرده، به مطامع سياسي و اقتصادي خود دست يابد. طبق بسياري از اسناد به جا مانده، کودتا به دست رضاخان و با همدستي سيدضياءالدين طباطبايي و برنامهريزي افسر انگليسي «آيرون سايد» طراحي و اجرا شد. درباره انتخاب رضاخان براي فرماندهي کودتاي نظامي، اردشير ريپورتر عامل و جاسوس انگليس در ايران نقش مهمي داشت.
با وجود دلايل تاريخي بسيار مبني بر نقش انگليس در کودتا، انگليسيها به دلايل گوناگون، تلاش کردند نقش خود را پنهان کنند. بر همين اساس، رضاخان پس از کودتا، تلاش کرد تا خود را به تنهايي عامل اجراي کودتا معرفي کند. عبدالله مستوفي به نقل از شهيد مدرس گفته است، اين حربه ابزاري به منظور مصون ماندن انگليس از اقدامات مداخلهگرانه در آينده و مخدوش شدن چهرهاش در ميان مردم بود. مستوفي ميگويد: «در يکي از همين روزها به ديدار سيدحسن مدرس رفته بودم. سيد مخصوصاً از اين شرايط خيلي عصبي بود و ميگفت، انگليسيها حاضر بودند دو ميليون خرج کنند تا اين وصله (کودتا) را از خود بِکَنند. اين مرد (رضاخان) به رايگان تمامي اين گناهان را به گردن گرفت و آنها را در اين مخمصه بينالمللي فارغ کرد که در آينده دولت ايران نتواند گلهگذاري در اين زمينه بنمايد.»
در حاليکه رضاخان با اين کودتا زمينه سلطه 57 ساله آمريکا و انگليس را بر ايران فراهم کرد و با وجود دلايل بسيار عدهاي نقش انگليس را در کودتا نفي و تلاش ميکنند از رضاخان يک چهره ملي و خدمتگزار کشور و مردم بسازند. اين جماعت از ساختن راه، کشيدن خط آهن، ساختن مدرسه و دانشگاه، نوسازي ارتش و امثالهم، به عنوان خدمات رضاخان ياد ميکنند. بسيار روشن است که هر حکومتي از اين نوع کارها ميکند، کما اينکه الآن رژيم سعودي در عربستان، همين نوع کارها را در عين وابستگي به آمريکا و انجام جنايات و خيانتهاي بيشمار انجام ميدهد.
بهترين نوع نگاه واقعبينانه نسبت به رضاخان را، در کلام حضرت امام خميني(ره) ميتوان يافت. امام(ره) چهار سال پيش از مشروطه چشم به جهان گشودند و هنگام کودتاي رضاخاني در سوم اسفند 1299، هجده ساله و در عنفوان جواني به سر ميبردند. بنابراين، ايشان دوران آشفتگي ايران و ناامني را از نزديک شاهد و ناظر بودند و چنانکه خود ميفرمايند، در برابر خانهايي که منطقه را ناامن کرده بودند، ايستادگي کردهاند. دوران رضاخاني که دوران سرکوب آزاديخواهان، به ويژه روحانيت، کشف حجاب و مبارزه با ارزشهاي ديني و اسلامي است، دوران تکوين انديشههاي سياسي حضرت امام خميني(ره) نيز به حساب ميآيد. نخستين واکنش رسمي و آشکار امام(ره) به حکومت رضاخاني، سه سال پيش از سقوط دولت رضاخان با صدور يک اعلاميه انقلابي بود. حضرت امام(ره) در اين اعلاميه، مردم و روحانيون را به قيام براي خدا و مبارزه با بدعتها و ظلمهاي رضاخاني دعوت کرد. در ديدگاه امام(ره)، رضاخان عامل و مزدور انگليسيها بود که در ابتداي کار با رياکاري مردم را فريب داد و پس از استحکام پايههاي قدرتش، طبق نقشه بيگانه با دين، مذهب، روحانيت و حتي مظاهر و شعائر ديني مبارزه کرد.
ايشان رضاخان را اينگونه توصيف ميکنند: «ابتدا با ظاهري مقدس و علاقه به اسلام، علاقه به روضهخواني حضرت سيدالشهداء، اينطور علاقه را به او نشان دادند و او هم خوب عمل کرد… ابتدا با اين سلاح وارد شد در کشور ما، يعني آوردندش در کشور با قلدري، آنها را که در مراکز قدرت بودند کنار گذاشتند. آنها را با قلدري و نقشه شکست داد… نقشه دوم اين بود که اسلام را هرچه ميتواند قيچي کند… روحانيون را منزوي کردند و از هر جا هم که يک صدايي از آنها بلند ميشد و يک قيامي ميکردند آن را خفه ميکردند.»
نکته کليدي در نگاه امام(ره) نسبت به رضاخان، وابستگي او به انگليس براي اجراي نقشههاي اجانب است. آن عزير سفر کرده در اين زمينه ميفرمايند: «در اين عصر که من درک کردم و گمان دارم هيچ يک از آقايان درک نکردهايد، ابتلاي رضاخان است که انگليسيها آن وقت رضاخان را آوردند و کودتا درست کردند و مسلط کردند.» اما نکته بسيار ظريف در نگاه تيزبين رهبر کبير انقلاب اسلامي نسبت به رضاخان، خيانتهاي وي به کشور و ملت ايران است.
حضرت امام(ره) ضمن مقايسه رضاخان و پسرش با پادشاهان قجري، معتقد بودند شاهان قجر در اين مملکت جنايت کردند، ولي رضاخان و محمدرضا شاه، با قرار دادن منابع کشور در اختيار بيگانگان و اجراي نقشههاي آنان در راستاي مبارزه با اسلام و مظاهر و شعائر ديني، به کشور و مردم خيانت کردند. امام(ره) در بياني اين خيانت دودمان پهلوي را، اينگونه توصيف ميکنند: «ايران در اين مدتي که خودمان يادمان هست… اين است که از آن اولي که رضاخان آمد در ايران کودتا کرد تا حالايي که بحمدالله غلبه حاصل شده در طول اين پنجاه سال که شايد سختترين ايام بود بر ملت ايران، اينها اگر جنايتکارتر از همه سلاطين سابق نبودند، خيانتکارتر بودند. ممکن است کسي بود آغامحمدخان قاجار هم مثل آنها جنايتکار بوده، اما آغامحمدخان قجر مثل اينها خيانتکار نبود، در تاريخ نيست که محمدخان قجر براي مملکت، منابع مملکت خودش را داده باشد، جنايتکار بود؛ اما خيانتکار نبود.»
برچسب:
نویسنده: پویا موسویپور